قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

تقویم زندگی من

 


جهیزیه

- دادن جهیزیه (شامل وسایل اولیه و ضروری برای شروع زندگی) از قدیم الایام برای کمک به شروع زندگی عروس و داماد جوان مرسوم بوده. در حالت کلی رسم خوبی هستش ولی با گذشت ایام این رسم دستخوش تغییرات زیادی شده.

- ازونجایی که ایران کشوری هستش که در اون قومیتهای متنوعی زندگی میکنن رسم و رسومات شهرهای مختلف با هم خیلی فرق داره. من خیلی با رسم های شهرهای دیگه آشنایی ندارم اما با صحبتهایی که تو دانشگاه با دانشجوهای غیر بومی داشتم فهمیدم که تو کمتر شهری مثل شهر ما اینقدر به جهیزیه بها داده میشه. مثلا تا اونجایی که فهمیدم تو همدان اصلا به دختر جهیزیه نمیدن و یکی گفت حتی پول لباسهای شخصی عروس رو هم از داماد میگیرن. یا تو شهرهای اطراف شیراز از خانواده داماد شیربها میگیرن و به مقدار پول شیربها جهیزیه میخرن. تو تهران هم گرفتن شیربها مرسوم هستش و جهیزیه هم معمولا خیلی متوسط هستش. مثلا تو جهیزیه فرش دستباف نمیدن یا چیزهای گرون مگر خانواده های خیلی متمول. فکر میکنم تو اصفهان هم دادن جهیزیه های سنگین مرسومه اما از شهرهای دیگه اطلاعی ندارم.

- تو شهر ما متاسفانه بخاطر چشم و همچشمی با وجود گرونی دادن جهیزیه های سنگین حتی برای خانواده های متوسط خیلی باب شده. رسم گرفتن شیربها اصلا وجود نداره. خانواده هر دو طرف هم تو مراسم عقد کادو میدن.

- دوستی دارم که با پسری که پانزده سال بزرگتر از خودشه ازدواج کرده. قیافه خیلی زیبایی داره و خانواده خیلی خوب.کلا خیلی سرتر از پسر. با این وجود دوستم علاوه بر جهیزیه خیلی سنگین که شامل بهترین و گرون ترین وسایل هست یه ویترین خیلی بزرگ پر از ظرفهای نقره هم تو جهیزیش داره. وقتی وارد خونش میشی اصلا فکر نمیکنی که خونه تازه عروسه. چون به اندازه یه خونه چندین ساله وسایل داره. پر از مبلها و فرشها و پرده های آنچنانی. 

- خود من دوست داشتم خونم ساده باشه و با توجه به اینکه فاصله عروسیم با خواهرم کمتر از یکسال بود نمیخواستم پدر بازنشستم زیاد به فشار بیفته. اما با این وجود میبینم فقط فرش و مبل و میز و تختم حدود هفده میلیون شده. چون دیگه نمیشد از یه حداقلی کمتر باشه. فقط بخاطر جو و فرهنگ بدی که ایجاد شده. وسایل برقی هم که حتما باید حداقل مارک کره باشه!!!

- خواهر شوهر کوچیکه نامزده و قراره مهرماه عروسی بگیره. با خانواده ای وصلت کرده که نهایت چشم و همچشمی درشون وجود داره و اکثرا ثروتمندن. و جهیزیه خیلیییییییییی مهمه براشون. مثلا دختر عمه آقای داماد تازه به خونه بخت رفته و فقط فرشهاش رو به قیمت هشتاد میلیون خریده. حالا خواهر شوهر هم در تلاشه ازونا کم نیاره. آقای همسر اخیرا در یک حرکت خودجوش و بدون هماهنگی با بنده یکدفعه به مادر و خواهرشون اعلام کردن که یا ماشین لباسشویی و یا ظرفشویی رو ایشون بعنوان هدیه خریداری میکنن. و این هدیه جدا از هدیه ایه که قراره تو مثلا عقد بدیم (سکه تمام احیانا). خواهرشوهر هم که به مارکی کمتر از بوش رضایت نمیده. خب تو خانواده آقای همسر دادن هدیه های بزرگ اصلا باب نیست. و من موندم چطوری این مساله رو رفع و رجوع کنم.....من نمیتونم برا خودم یه لبتاپ جدید بخرم و حالا باید حداقل دو الی سه میلیون برای خواهرشوهر خرج کنیم!!!!!!!!!!

- وقتی این جو رو میبینم کاملا احساس میکنم که تو یه کشور جهان سومی زندگی میکنم. جایی که همه بخاطر دیگران و حرفشون زندگی میکنن نه برای خودشون.

- رسم شهر شما در این مورد چطوره؟

پ.ن1- بچه های همدانی اعتراض کردن که بابا تو همدانم جهیزیه میدن. من بی تقصیرم چون همشهریهای خودشون اینو گفته بودن. شاید این رسم مربوط به یه قسمت خاصی از همدان باشه.مژه

پ.ن2- جهت جلوگیری از افسردگی در روز زن روزی صد بار این ذکر را تکرار کنید: به درک که بهم کادو ندادنیشخند.




کلمات کلیدی :جهیزیه، عمومی
نویسنده : aybeniz تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢٠       نظرات ()

روزهای من

- پنجشنبه رفتیم پیش روان شناس تستها رو دادیم. به نظر من که مسخره بود. فردا قراره بریم نتیجه رو بهمون بگه. روابط با آقای همسری نسبتا خوبه. فقط نمیدونم چرا هی خودشو لوس میکنه. یه دفعه گرفته میشه. میگه دست خودم نیست یه دفعه حالم بد میشه. یا میگه شبا نمیتونم بخوابم و ازین حرفا . با خانوادش هم همچنان رابطه ای برقرار نکردم قهر.

- اوضاع درسیم واقعا افتضاحه Reading a Book. قرار بود دو هفته پیش لیست تجهیزات آزمایشگاهی رو تهیه کنم بدم به استادم ولی تا حالا هیچ کاری نکردم. در حالی که فقط یه روز کار داره. امروز به موبایلم زنگ زد جواب ندادم. باید امشب حتما آمادش کنم فردا ببرم بدم بهش. فکر کنم فردا حسابی حالمو بگیره. منی که  همه تو دانشگاه به عنوان یه دانشجوی زرنگ میشناختن الان شدم تنبل ترین دانشجو. خیلی با تنبلیام وجهمو خراب کردم. آخه چیکار کنم حسش نیست. با این اوضاع روحی!

- مامانم جهیزیه رو همچنان داره میخره. بالاخره سرویس قاشق چنگال مورد نظرمو پیدا کردم. مارک دسینی. خیلی شیک و سادن. البته یکم گرون شد. کریستال هم یه مدل قشنگ دیدیم که بشقاب های میوه خوری و ظرف میوه خوری و استکان ها و گلدان رو ازون مدل میخرم. البته اونم یکم گرونه. ست ادویه و آبلیمو و ظرف قند و چای و ... رو هم خریدم. از مدل های ترکیب چینی سفید و چوب مارک سیلویا. سینی مهمون هم مارک سیلویا خریدم. چینی های مهمون و دم دستی هم انتخاب کردم که همشون مارک سیلویان. کلا محصولات این مارکو میپسندم. البته جنس سرویس مهمون چینی نیست سرامیکیه! برا مبل و سرویس خواب نتونستم مامانینا رو راضی کنم بریم تهران. یعنی با این جریانات پیش آمده کلا حسش رفت. اونا یه مدل مبل استیل پسندیدن که هشت نفرست با میز نهار خوری هشت نفره. بد نیست ولی به نظر من مدلش قدیمیه. البته سادست. نه خیلی مده و نه شاید از مد بیفته. اگه اونا رو بخرم سرویس مبل راحتی رو هم آقای همسر میخره. در هر صورت اون چیزی که تو ذهن من بود نمیشه.

 




کلمات کلیدی :عروسی، جهیزیه، پایان نامه
نویسنده : aybeniz تاریخ : ۱۳٩٠/۳/٦       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به تقویم زندگی من مي باشد.