- دادن جهیزیه (شامل وسایل اولیه و ضروری برای شروع زندگی) از قدیم الایام برای کمک به شروع زندگی عروس و داماد جوان مرسوم بوده. در حالت کلی رسم خوبی هستش ولی با گذشت ایام این رسم دستخوش تغییرات زیادی شده.
- ازونجایی که ایران کشوری هستش که در اون قومیتهای متنوعی زندگی میکنن رسم و رسومات شهرهای مختلف با هم خیلی فرق داره. من خیلی با رسم های شهرهای دیگه آشنایی ندارم اما با صحبتهایی که تو دانشگاه با دانشجوهای غیر بومی داشتم فهمیدم که تو کمتر شهری مثل شهر ما اینقدر به جهیزیه بها داده میشه. مثلا تا اونجایی که فهمیدم تو همدان اصلا به دختر جهیزیه نمیدن و یکی گفت حتی پول لباسهای شخصی عروس رو هم از داماد میگیرن. یا تو شهرهای اطراف شیراز از خانواده داماد شیربها میگیرن و به مقدار پول شیربها جهیزیه میخرن. تو تهران هم گرفتن شیربها مرسوم هستش و جهیزیه هم معمولا خیلی متوسط هستش. مثلا تو جهیزیه فرش دستباف نمیدن یا چیزهای گرون مگر خانواده های خیلی متمول. فکر میکنم تو اصفهان هم دادن جهیزیه های سنگین مرسومه اما از شهرهای دیگه اطلاعی ندارم.
- تو شهر ما متاسفانه بخاطر چشم و همچشمی با وجود گرونی دادن جهیزیه های سنگین حتی برای خانواده های متوسط خیلی باب شده. رسم گرفتن شیربها اصلا وجود نداره. خانواده هر دو طرف هم تو مراسم عقد کادو میدن.
- دوستی دارم که با پسری که پانزده سال بزرگتر از خودشه ازدواج کرده. قیافه خیلی زیبایی داره و خانواده خیلی خوب.کلا خیلی سرتر از پسر. با این وجود دوستم علاوه بر جهیزیه خیلی سنگین که شامل بهترین و گرون ترین وسایل هست یه ویترین خیلی بزرگ پر از ظرفهای نقره هم تو جهیزیش داره. وقتی وارد خونش میشی اصلا فکر نمیکنی که خونه تازه عروسه. چون به اندازه یه خونه چندین ساله وسایل داره. پر از مبلها و فرشها و پرده های آنچنانی.
- خود من دوست داشتم خونم ساده باشه و با توجه به اینکه فاصله عروسیم با خواهرم کمتر از یکسال بود نمیخواستم پدر بازنشستم زیاد به فشار بیفته. اما با این وجود میبینم فقط فرش و مبل و میز و تختم حدود هفده میلیون شده. چون دیگه نمیشد از یه حداقلی کمتر باشه. فقط بخاطر جو و فرهنگ بدی که ایجاد شده. وسایل برقی هم که حتما باید حداقل مارک کره باشه!!!
- خواهر شوهر کوچیکه نامزده و قراره مهرماه عروسی بگیره. با خانواده ای وصلت کرده که نهایت چشم و همچشمی درشون وجود داره و اکثرا ثروتمندن. و جهیزیه خیلیییییییییی مهمه براشون. مثلا دختر عمه آقای داماد تازه به خونه بخت رفته و فقط فرشهاش رو به قیمت هشتاد میلیون خریده. حالا خواهر شوهر هم در تلاشه ازونا کم نیاره. آقای همسر اخیرا در یک حرکت خودجوش و بدون هماهنگی با بنده یکدفعه به مادر و خواهرشون اعلام کردن که یا ماشین لباسشویی و یا ظرفشویی رو ایشون بعنوان هدیه خریداری میکنن. و این هدیه جدا از هدیه ایه که قراره تو مثلا عقد بدیم (سکه تمام احیانا). خواهرشوهر هم که به مارکی کمتر از بوش رضایت نمیده. خب تو خانواده آقای همسر دادن هدیه های بزرگ اصلا باب نیست. و من موندم چطوری این مساله رو رفع و رجوع کنم.....من نمیتونم برا خودم یه لبتاپ جدید بخرم و حالا باید حداقل دو الی سه میلیون برای خواهرشوهر خرج کنیم!!!!!!!!!!
- وقتی این جو رو میبینم کاملا احساس میکنم که تو یه کشور جهان سومی زندگی میکنم. جایی که همه بخاطر دیگران و حرفشون زندگی میکنن نه برای خودشون.
- رسم شهر شما در این مورد چطوره؟
پ.ن1- بچه های همدانی اعتراض کردن که بابا تو همدانم جهیزیه میدن. من بی تقصیرم چون همشهریهای خودشون اینو گفته بودن. شاید این رسم مربوط به یه قسمت خاصی از همدان باشه.
پ.ن2- جهت جلوگیری از افسردگی در روز زن روزی صد بار این ذکر را تکرار کنید: به درک که بهم کادو نداد
.
کلمات کلیدی :جهیزیه،
عمومی